۱۳۸۸/۸/۳۰

کارگرکلمه

بعضی نویسنده‌ها «ملکه کلمه‌» اند. می‌نشینند در فضای بسته کندوهایشان و انبوه سلولهای خالی را پر از کلمه می‌کنند.
بعضی نویسنده ها ولی کارگرند. دور می شوند از کندو و در هر اتفاق سبزو سرخی شیرجه می زنند. به دنبال اندکی شهد. اندکی کلمه که از درون گرم واقعیت درآمده باشد. معمولا محبوب هم نیستند چون نیش می زنند. چون برای زنده ماندن در دنیای واقعی مجبوری نیش داشته باشی. چون مجبورند از اندک شهدهایی که آورده اند در مقابل غریبه‌هامحافظت کنند. چون کسی از استقلالشان خوشش نمی‌آید و از اینکه زیادی دور می روند.

۷ نظر:

  1. خيلي راست گفتيد!
    .
    .
    .
    حالا فهميدم چرا بعد از سوره ها صدق الله مي گيم!:)

    پاسخحذف
  2. جعفر شیرعلی نیا۱ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱:۴۴

    با احترام
    ضایع کردن موفقیت دیگران راه مناسبی برای نشان دادن داشته های خود نیست. از دید من پاراگراف اول خیلی بد بود اما از پاراگراف دوم خیلی خوشم آمد. راستی می دانید زنبور عسل وقتی یک بار نیش بزند، می میرد؟

    پاسخحذف
  3. نه.این روزا ذائقه ها عوض شده...آدما یه ذره شهد میخوان.واقعی گرم حتی از اون دوردستها....فوقالعاده بود...یه ملکه تنبل وبی خاصیت میبینم..اصلا همه کندو رو میبینم....واون بیرون هوا چه قشنگه!!

    پاسخحذف
  4. از اینجا می شود نتیجه گرفت که "تشبیه های نسل های کمی قدیمی تر" هم هیچ دست کمی از "تشبیه های نسل نو" ندارد. همان جوری خوب و خاص است. این "ملکه ی کلمه" واقعن عاالی ست. اما این که جوایز ادبی به آن ها می رسد را، نه خیلی، مطمئن نیستم. انقدر این روزها معنی "خوب" و "بد"، "پرمغز" و "توخالی" عوض شده، که به گمانم جایزه ها هم نمی دانند درست مال کی شوند، ملکه یا که کارگرها.

    پاسخحذف
  5. ابداع های جالبی داشت

    پاسخحذف
  6. یه مشکل همیشگی دارم با نوشته هاتون، که خیلی مطمئن نیستم چیه. شاید این باشه: پست هاتون معمولا این حس رو منتقل می کنن که انگار تکلیفتون با خودتون خیلی روشنه، یا این که توی قضاوت هاتون مرزها خیلی پررنگه.

    پاسخحذف