۱۳۸۹/۳/۱

استدلال ایرانی

صف دراز یک دستشوئی‌ بین‌راهی.همه پا به پا می‌کنند. یک خانمی با یک بچه دوسه ساله:« بذارین اول این بچه بره. . یتیمه. پدر نداره»

۳۱ نظر:

  1. عاطفه ایرانی،
    دلش می آید از میان استدلال های ایرانی، این یکی را سرزنش کند؟

    عاطفه ایرانی باید فضایی ایجاد کنه که اصلا نوبت به استدلال نرسه. مامانه که امومد تو، همه بفرستندش جلو. مگر در فرهنگ نانوایی ها، صف یکی، جدا نیست؟
    مثل همانهایی که نمی گذارند آدم محتاج اظهار فقر کنه تا بخواهد درست حرف بزنه یا بد. سریع راهش می اندازند.

    یاران مهدی ما اینجوریند که وقتی پول نیاز دارند، می روند کیسه مهر و موم شده برادرشان را از خانه اش می گیرند، باز می کنند، و هر چقدر لازم دارند، بر می دارند. کسی هم این کار را بد نمی داند.(یعنی فرهنگ شده)

    پاسخحذف
  2. تقصیری نداره.آخه همه جا کارشو اینجوری راه انداختن

    پاسخحذف
  3. Salam
    dar maskhare budane in estedlal, shaki nist.
    ama ... nemidunam chetori begam, belakhare be yatimha bayad tavajoh kard dige
    manzuram tu safe wc nist! ama be nazaram in post, baraye chand lahze, hese badi ra nesbat be yatimha elgha mikonad, albate gozarast...

    پاسخحذف
  4. وای خیلی خنده بود.واقعا استدلالش ایرانی بود.عاطفه بیش از اندازه

    پاسخحذف
  5. خیلی باید در نوشتن دقت کنیم خانم شهرنشین
    حرف میم را اگر دیگران هم تصدیق کنند قابل توجه است و باید پاسخگو بود
    شما که این قدر خوب می نویسید چرا به شیوه ی مثبت انتقادتان را نمی فرمایید؟
    نظر آن ناشناس بالایی را پسندیدم
    مثلا به جای این که به کسی در مشاوره بگوییم امروز از ده تا گناهی که می کردی 5 تا گناه کن
    بهتر نیست بگوییم از ده تا گناهی که می کردی 5 تا گناه را نکن
    یکی از دلایل مهم این طور نوشتن و یا حرف زدن این است که ما مسئولیم و باید پاسخگوی برداشت های طبیعی دیگران از گفتارمان باشیم.

    پاسخحذف
  6. دوستان ناشناس لطفا دقت کنند که اینجا یک وبلاگ ساده شخصی است و قبل از اینکه (واقعانمی دانم از کجا) شما دوستان به اینجا تشریف بیاورید یک مکان ساده اختلاط و بلند بلند حرف زدن و فکر کردن بود برایم.اینجا احکام حکومتی و تحلیل اجتماعی و مطالب فکری عمیق قرار نیست باشد.کتاب و تریبون و اینها هم نیست.
    در وبلاگ آدم ممکن است گاهی فکر خامی را که از سرش گذشته بگذارد ولی بنایش اصولا برای این کار نیست. آدم همین جور می خواهد با دوستانش اختلاطی کرده باشد، یک حرفی بزند خوش باشد و اصولا بیشتر این چیزهایی که شما زیادی جدی می گیرید شوخی است. من همین جور اینجا تمرین نوشتن هر چیزی را می کنم حتی چیزهایی که شما دوست ندارید. کاملا مشق می کنم و تمرین و خواهش صادقانه دارم که شماها که این قدر همه چیز را جدی می گیرید لطفا اینجا را نخوانید هم اعصاب خودتان خرد می شود و هم من دست و پایم بسته می شود و یک جایی را که آمده بودم تویش چرکنویس کنم دوباره به همان سختی های پاک نویس مبتلا می شود.
    جدا خواهش می کنم اینجا را نخوانید.
    این وبلاگ را زدم که همه جور چیزی تویش بنویسم دستم خشک نشود و چیزی نوشته باشم همین و فکر نمی کردم آدمها پیدایش کنند.

    پاسخحذف
  7. واقعا در صف دستشوئی بودیم. جایی نزدیک قم و این اتفاق افتاد و خودم خیلی خندیدم. صحنه اش خیلی جالب بود. گفتم بگویم شما هم بخندید. همین

    پاسخحذف
  8. من هم خندیدم.
    من هم خندیدم و تامل کردم که واقعا چرا برای ساده ترین مشکلات ، بزرگترین رازها را برملا می کنیم!
    این دوستان محترمی که عواطفشان را تذکر دادند، به این نیندیشیدند که مادر چه بلایی سر عزت نفس یتمیمش می آورد؟ (این تاملات فردی را آدم درون خودش مرور می کند و سلیقه من هم می گوید لزومی ندارد دست و پای نویسنده را بست)
    2. به شهرنشین عزیز: وبلاگ نویسی یعنی باور به این که هرکسی از ظن خود شد یار من، که یقین دارم بیش از من باورش دارید،پس خواهش می کنم به همین جوری نوشتن ادامه دهید و ما را از حض خواندن قلم نوشته هاتون بی نصیب نکنید لطفا

    پاسخحذف
  9. این ایده آل گرایی مفرط ایرانی؛ یا عاطفه ی ویژه برای سیاه و سفید کردن است که تحت هرشرایطی می خواهد منکر خاکستری ها شود.

    پاسخحذف
  10. چرا فکر می کنید ما اعصابمان را خرد می کنیم.
    من مجبور که نیستم. اگر بهم خوش نگذرد که اینجا نمی آیم.

    بعدش هم ما که چیزی نگفتیم. ما هم اختلاط کردیم. ما هم داریم تمرین می کنیم وقتی شما یک مطلبی می نویسی، خوبی ها و حیانا جاهایی اش را که می شود بهتر کرد، ببینیم و تمرین منصف بودن در عین صمیمی بودن کنیم.

    چون یکبار گفتین که خوشحال هستین که اینجا هستیم، فکر کردم که بدتان نمی آید، هر از گاهی نظر ناقص خودم را ابراز کنم.

    بعدش هم شما که این همه خوبی دارید و همه می دونن. در مورد نوشته های خوب تان که زیاد نمی شود حرفی گفت، از بس خوب است. چه اشکالی دارد در مورد همین هایی که به عنوان سیاه مشق می نویسید، نظر بدهیم، اگر ناراحت نمی شید.

    آخرش هم اینکه اینجا را آزمایشگاه فرض کنید و ما هم موشهای آزمایشگاه شما. شما معمولا حدستان از مخاطب(در اینجا ما موشها) خیلی قوی است. ولی واقعا این یک موش، اصلا خنده اش نگرفت. شاید موش ها مریض هستند.

    گرچه اعصاب ما اصلا خرد نمی شود، ولی اگر واقعا دوست ندارید بخوانیم، بگویید تا لااقل اگر نتوانستیم از خواندن خودداری کنیم، از نظر دادن خودداری کنیم و موجبات ناراحتی تان را فراهم نکنیم.

    پاسخحذف
  11. من می میرم واسه نظر های این آقا ی ناشناس!

    پاسخحذف
  12. سلام، خوب گفتید. البته اینجا می‌شه جای خوبی‌ هم باشه برای شما که یه کم بیشتر تمرین تحویل نگرفتن همه جور حرف و نظر رو کنید. بی‌ خیال حرفتونو بگید. بگذارید بعضیها هم هر چی‌ میخوان بگن و بقیه هم خودشون راجع به این نظرات متفاوت قضاوت کنند. کسی‌ این پست هارو بی‌ فایده می‌دونه خوب نیاد. کسی‌ هم که با نظر متفاوتی می‌خواد کمک کنه که هیچ، شما اون نظر رو یا مفید میبینی‌ یا نمی‌بینی. زیاد سخت نگیرید خلاصه!

    پاسخحذف
  13. این کامنت را برای اکران نشده میگذارم.
    الان خواندم. خیلی عالی بود!
    حیف این همه قدرت انتزاع هنری شما نیست که.... که ما نمیدانیم باید کجا آثار جدی و طولانی اش را بخوانیم؟؟؟؟

    پاسخحذف
  14. omidvaram az inke gahi comment hayi ke migozaram, halate enteghadi darad, delgir nabashid...
    hamin

    پاسخحذف
  15. اما بحث شیرین انتقاد!!!!!!!!!!

    به شهرنشین عزیزم با اون نگاه بسیار دقیق وعمیقش !!

    اقا این حضرات ناشناس که منم دلم میخواد دیگه این دور و ورا نیان اصولا مسائل رو یه جوری می بینن که من بهش میگم" روتوش کردن" رذیلت های اخلاقی !!

    دلیل هم دارم تنها یه آدم پست که همیشه همه چیز رو با این شیوه وبه احتمال 99% دروغین بدست آورده مسئله یتیم بودن رو مطرح میکنه...این همون قصه تکراریه تکدی ست

    یک مادر که بچه ای رو به تنهائی بزرگ می کنه اونقدر توانا هست که هر جائی جار نزنه

    حضرات ناشناس لطفا کمی روانشناسی و جامعه شناسی مطالعه بفرمائید....

    پاسخحذف
  16. ببخشید! اصلا منظورم این نبود که کسی نظرش را ندهد فقط خواهشا فضا را نه بر من که بر هیچ کس دیگری در این مملکت تنگ نکنید. دلیلی ندارد به یک شوخی یا حرف ساده هم با نگاه مذهبی و اعتقادی نگاه کنید. به خضوض آوردن اسم مهدی و یارانش زیر پست دستشوئی بین راهی من که یک حرف ساده اجتماعی بود آزرده ام کرد وگرنه چی بهتر از مخاطب خوب

    پاسخحذف
  17. به ناشناس عزيز احنرام مي گذارم چون سعي مي كند كه بر مبناي انصاف فكر كند و نظر دهد، اگرچه در مورد اينكه اين انصافش چقدر همه جانبه است به قطعيت نرسيده ام. ولي انصاف به تنهايي كافي نيست. انصاف به دون درايت هم هيچ وقت به سرمنزل مقصود منتهي نمي شود. ناشناس جان با اين نگرشي كه شما داري اگر در مجلسي نشسته باشي و پيامبر اكرم (ص) در حال خوردن خرما باشد وهسته هايش را مقابل حضرت علي (ع)قرار دهداحتمالا نطق مفصلي در نكوهش تقلب ورعايت حق ديگران خواهي كرد. كمي نكته بين وموقع شناس باش.

    پاسخحذف
  18. ذره بین جون ادعای تقلب که کارشماست نه اون ناشناس بالایی!

    پاسخحذف
  19. این که اون خانوم از این استدلال (یتیم بودن) استفاده می کنه نشون میده که تو مملکت ما به یتیم ها احترام میذارند و این خیلی خیلی خوبه
    و اما الیتیم فلا تقهر


    در ضمن ناشناس ها ممکنه بچه های خوبی باشن ولی خب چیکار کنن شما نمی شناسینشون خودشون که نخواستن ناشناس بمونن

    پاسخحذف
  20. ناشناس دوم (اعظم) خوش آمديد!
    به نظر مي رسد كه بحث، آن قدر منطقي و جدي شد كه سرتيم ناشناس ها لازم ببيند وارد شده باچسباندن دو تاانگ و تهديد ضمني، به حساب خودش قال قضيه را بكند. اين روشي است كه در يك سال اخيرسرلوحه وظايف ناشناسان شده است. ولي امان از كوته بيني. صدرحمت به ناشناس اول اقلا سعي مي كرد انصاف را رعايت كند!

    پاسخحذف
  21. به ناشناس دوم
    اگر فرصت نداشته ايد سيره نبوي را مطالعه كنيد يافهم كتاب هاي استاد شهيد مطهري برايتان سنگين است، فكركنم كتاب داستان راستان را حداقل بتوانيد مطالعه كنيد. داستان حضرت رسول(ص) وحضرت علي (ع) وماجراي خرما خوردن ومزاح پيامبر با علي شايد براي ما عبرتي باشد كه زندگي همه اش اخم و ارشاد نيست، مگر براي آنها كه فكر ميكنند كاتوليك تر از پاپ هستند.
    وصل كردن نامربوط يك مطلب طنزخودماني به مباحث اعتقادي وسيره حضرت مهدي (عج) ويارانش به جز وهن آن حضرت حاصلي ندارد. من فقط خواستم بگويم بيشتر نكته سنج باشيم وموقع شناس. حرفم هم اصلا سياسي نبود. حالا اگر شما ميل داري طبق عادت معهود، سريع چماق تهديد و تهمت را برداري خود داني.

    پاسخحذف
  22. ما که خندیدیم .در موردش به چیز بیشتری هم فکر نکردیم.ولی خدایی الان نظرات رو خوندم دلم کلی برای نویسنده سوخت .گفتم یه چیزی بگم بر خلاف همیشه.تقصیر خودتونه نویسنده ی محترم که اینقدر همیشه خوب و عالی مینویسید و به جا و قشنگ که الان یه طورایی همه شما رو یه تریبون برای شنیدن حرفهای قشنگ و نکته های دقیق میبینند.راستی قبل از دلسوزی ترسیدم.اونم از اینکه شما دیگه ننویسید .خواهشا بنویسید و خودتون رو
    تمرین کردن و ما رو از خوندن و لذت بردن محروم نکنید.قربانتان.خواننده ی همیشگی

    پاسخحذف
  23. الهی بمیرم خانم شهرنشین!
    انگار روزی تان شده این جنجال ها و کشمکش های آنچنانی

    می بینم هرچه بیشتر تلاشتان را برای برداشت های غیرسیاسی ازین دلنوشته ها، من انگار خسته تر می شوم!
    ولی دست مریزاد! خدا قوت! تحسین برانگیز است این تلاش ستودنی!

    پاسخحذف
  24. ناشناس بالایی نه یکی بالاترش گفت...

    چه اوضائیه والا؟
    بابا ناشناس ها خودتونو علامت گذاری کنید تا معلوم شه کی به کیه
    شما حرف زدید فحش نثار ما شد

    خوب شد خانوم شهرنشین گفت ناشناس ها نیایند اگه می گفت بیایند چی می شد!

    پاسخحذف
  25. ...با این حساب 26 نفر به صف توالت اضافه شد!!!!

    لطفا موجودات ناشناس خودتون رو با شماره از هم جدا کنین...حسابی خرتوخر شده

    شهر نشینم دمت گرم با این قلمت

    عمرا اگه ارشاد اجازه چاپ به تو بده

    همین جا بنویس....

    پاسخحذف
  26. محض دق نکردن بعضیا"شناس"۱۰ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۸:۴۴

    تقصیرخودشونه ازبس حرف سیاسی روپیچونده گفته که همه ازهرحرفش برداشت سیاسی میکنن حالاتاخودصبح دادبزنه بگه سیاسی نگفتم کی باورمیکنه!

    پاسخحذف
  27. ...به شناس!!

    لطف کن دق کن!
    سیاسی گفته!!

    حالا تا آخر دنیا داد بزن!!!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخحذف
  28. واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي

    پاسخحذف
  29. برای 1 دقیقه خندیم به حرفتان!شاید خنده ای تلخ از برای آن زن!

    پاسخحذف